یادم نیست اولین‌بار کی آهنگ روزگار غریب رو گوش دادم. اکثر اوقات شب بود و تو ماشین. وقتی سرم رو تکیه داده بودم به شیشهٔ ماشین و گاهی زمزمه می‌کردم و گاهی همراه با علیرضا قربانی فریاد می‌کشیدم. این آهنگ، احساسات عجیبی رو در من به وجود می‌آورد و میاره. نه فقط این. خیلی از آهنگ‌های این مرد. عاشقانه نیست، خیال خوش، شروع ناگهان، مدار صفر درجه. همه‌چی. همه‌چی.

هنوز نتونسته‌م دیشب رو هضم کنم. اینکه من واقعاً اون‌جا بودم و همه‌چیز واقعیت و حقیقت داشت! از خیلی قبلترها فکر کرده بودم که پول‌هامو جمع کنم برای این کنسرت، اما نمی‌دونستم انقدر زود اتّفاق می‌افته.