۱۲۳۸
روز سیوپنجم جنگه.
دیشب داشتم آشغالا رو جمع میکردم، از یکی پرسیدم: «سطلآشغال اونوره؟» دوستش که موتور داشت رو نگه داشت، گفت بیا برو این کیسه رو خالی کن، بیار. بعد گفت: «اینا همه خدنگ شمان، خانم!» گفتم: «ما همه نوکر ایرانیم.»
و حبوطن، عزیزترین داراییایه که این شبها متوجّهش شدم.
ایران عزیزم. امیدوارم سربلندیت رو ببینم همیشهی همیشهی همیشه.
+ [ جمعه چهاردهم فروردین ۱۴۰۵ ] [ ۵:۱۱ ب.ظ ] [ من. ]
|